أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 61

كنوز المعزمين ( فارسى )

را بنويسند ( س ل ا م ) . - و به همين معنى در كتاب كنوز المعزّمين به كار رفته است . تكسير حروف بنا بر مشهور اين است كه اسامى ملفوظهء هر حرفى را كه باصطلاح مجموع زبر و بيّنه است « 1 » بحروف مقطّعه بنويسند . - مثلا چون حرف ( س ) را تكسير كنند بنويسند [ س ى ن ] - و حرف [ ج ] را در تكسير [ ج ى م ] نويسند - و بر اين قياس در ساير حروف . بعضى اين عمل را بسط نام دهند و تكسير را چنان دانند كه نام حروف مبسوطه را بحروف و اجزاء مقطّع نوشته باشند . - مثلا در حرف ( س ) كه بسطش [ س ى ن ] است تكسيرش چنين است [ س ى ن ى ا ن و ن ] زيرا خود كلمهء ( سين ) از سه حرف تركيب يافته است . - و همچنين در حرف ( ج ) كه نام ملفوظش از سه حرف تشكيل شده است در بسط گويند [ ج ى م ] و در تكسير [ ج ى م ى ا م ى م ] . ممكن است كه بر حسب احتياج و اقتضاى كار و مقام باز هم يك درجه بيشتر تكسير كنند يعنى حروف مكسّر را مرتبهء ديگر مكسّر سازند و در حروف جيم مثلا بنويسند ( ج ى م ى ا م ى م ى ا ا ل ف م ى م ى ا م ى م ] - و همچنان بمراتب ديگر كه محتاج مثال و توضيح نيست . - و عمل بسط را در حقيقت مىتوان درجهء اوّل تكسير شمرد .

--> ( 1 ) - زبر عبارتست از حرف مكتوب يا حرف اوّل اسم ملفوظ - و بيّنه جزء متمّم اسم است مثلا در حرف الف جزء اوّلش كه بكتابت ميآيد [ ا ] زبر است و متمّم آن [ لف ] بيّنه است ، بدين سبب ميگويند « از بيّنهء الف على را بطلب » زيرا عدد لام و فا به حساب جمل 110 مىشود مطابق عدد نام على . - و همچنين در حرف جيم زبرش ( ج ) و بيّنه‌اش ( يم ) است .